داریک
بازگشت به مقالات
سنجش

گسل هرمز و بازآرایی زنجیره ارزش پتروشیمی؛ از بحران خوراک آسیا تا جهش هزینه داروهای حیاتی

19 تیر 1405

انسداد موقت تنگه هرمز در پی تنش‌های نظامی، فراتر از شوک انرژی، زنجیره ارزش پتروشیمی و صنایع پایین‌دستی نظیر داروسازی را با بحران جدی روبرو کرده است. این مقاله به تحلیل آماری این اختلال ساختاری، تغییر موازنه تجاری چین و ظهور مسیرهای جایگزین زیستی می‌پردازد.

گسل هرمز و بازآرایی زنجیره ارزش پتروشیمی؛ از بحران خوراک آسیا تا جهش هزینه داروهای حیاتی

انسداد موقت تنگه هرمز در اوایل مارس ۲۰۲۶ که در پی تنش‌های نظامی رخ داد، فراتر از یک بحران ژئوپلیتیک و امنیتی منطقه‌ای، ساختار صنایع استراتژیک جهان را تکان داده است. در حالی که تحلیل‌های اولیه عمدتاً بر نوسانات قیمت نفت خام متمرکز بود، این بحران به عنوان یک شوک ساختاری به یکی از ارکان خاموش صنعت جهانی، یعنی بخش پتروشیمی و زنجیره‌های ارزش پایین‌دستی آن از جمله صنایع دارویی و کالاهای مصرفی، آسیب جدی وارد کرد.

مکانیسم انتقال شوک: بحران خوراک و چندبرابر شدن هزینه‌های لجستیک

صنعت پتروشیمی به عنوان پل اصلی میان هیدروکربن‌های خام و نهاده‌های صنعتی عمل می‌کند. قطع جریان ترانزیت از تنگه هرمز، شاه‌رگ لجستیکی این مواد پیش‌نیاز را فلج کرد. بر اساس تحلیل جو دوایهی (Joe Douaihy)، اقتصاددان ارشد موسسه Coface، این بحران دیگر به بخش انرژی محدود نبوده و کل زنجیره صنعتی را تحت تأثیر قرار داده است؛ چرا که ۶۰ تا ۷۰ درصد نفتا و ۴۵ درصد گاز مایع (LPG) وارداتی آسیا از خاورمیانه تأمین می‌شود.

از آنجا که تولیدکنندگان آسیایی به طور سنتی با ذخایر اندک (کافی برای تنها چند هفته تولید) فعالیت می‌کنند، قطع ترانزیت دریایی منجر به تخلیه سریع انبارها شد. تلاش برای دور زدن این گلوگاه از طریق مسیرهای جایگزین نظیر کریدور ریلی زمینی آسیای مرکزی یا مسیر دریایی شمال (Northern Sea Route) نیز به دلیل محدودیت‌های شدید ظرفیت حمل، چالش‌های فنی ناوبری در یخ و هزینه‌های گزاف بیمه، نتوانست جریان عظیم بار را جبران کند. در نتیجه، غول‌های منطقه‌ای مانند Yeochun NCC در کره جنوبی و PCS در سنگاپور مجبور به اعلام شرایط فورس‌ماژور و کاهش شدید نرخ بهره‌برداری شدند. نرخ حاشیه پالایش نفتای شاخص آسیا به بالاترین میزان خود در چهار سال گذشته یعنی ۱۷۳ دلار در هر تن نسبت به نفت برنت رسید.

پیامد مستقیم این کسری، جهش‌های قیمتی شدید در واسطه‌های شیمیایی کلیدی بین فوریه و ژوئن ۲۰۲۶ بود:

  • بنزن: قیمت میانه منطقه‌ای به دلیل نقش حیاتی در زنجیره‌های پلیمری و آروماتیک ۴۸ درصد افزایش یافت.
  • پروپیلن: قیمت‌های جهانی ۳۸ درصد رشد کرد که مستقیماً بر صنایع بسته‌بندی پلاستیکی اثر گذاشت.
  • بوتادین: در شمال شرق آسیا به دلیل وابستگی شدید کراکرهای منطقه به نفتای وارداتی، ۳۶ درصد جهش کرد.
  • آمونیاک: با وجود نوسانات شدید، رشد قیمتی ۱۱ درصدی را ثبت کرد.

هم‌زمان، نرخ حمل‌ونقل کانتینری جهانی به دلیل تهدیدات امنیتی و افزایش حق بیمه‌ها ۸۶ درصد افزایش یافت و قیمت حمل‌ونقل هوایی نیز به دلیل بسته شدن حریم هوایی منطقه خلیج فارس ۲۷ درصد رشد کرد.

پیامدهای سیاست‌گذاری برای بازیگران پتروشیمی ایران: محصورشدگی یا چرخش به سمت صنایع پایین‌دستی؟

برای مجتمع‌های پتروشیمی ایران، انسداد تنگه هرمز در پنجره زمانی ۲۰۲۶ یک شمشیر دو لبه با پیامدهای سیاستی عمیق بود. از یک سو، انسداد فیزیکی این آبراه استراتژیک منجر به حبس موقت محصولات صادراتی کلیدی مانند متانول، اوره و پلی‌اتیلن در بنادر عسلویه و ماهشهر شد. با این حال، ارزیابی‌های استراتژیک نشان می‌دهد که صنعت پتروشیمی ایران با «محصورشدگی کامل» مواجه نگردید؛ بلکه این بحران به عنوان یک شتاب‌دهنده اجباری برای تغییر مسیر جریان‌های تجاری عمل کرد.

سیاست‌گذاران و هلدینگ‌های بزرگ پتروشیمی ایران (نظیر هلدینگ خلیج فارس و پارسان) دو استراتژی مکمل را برای مدیریت این شوک اتخاذ کردند:

  • تغییر مسیر به سمت توسعه زنجیره ارزش داخلی (Downstream Integration): انسداد مرزهای دریایی، انگیزه اقتصادی شدیدی برای هدایت خوراک‌های نیمه‌خام (مانند اتیلن و پروپیلن) به سمت پارک‌های شیمیایی و صنایع پایین‌دستی داخلی ایجاد کرد. این چرخش، نرخ خوراک‌دهی به واحدهای تولیدکننده پلیمرهای مهندسی، صنایع شوینده و پیش‌سازهای دارویی داخلی را تا ۲۲ درصد افزایش داد و تا حدی ناترازی مالی ناشی از توقف صادرات بالادستی را جبران نمود.
  • توسعه کریدورهای زمینی جایگزین: برای بخش‌های صادراتی که امکان جذب داخلی نداشتند، تمرکز بر مسیرهای لجستیک زمینی به ویژه از طریق شبکه ریلی به سمت ترکیه و کشورهای مستقل همسود (CIS) و همچنین استفاده از بنادر دریای خزر افزایش یافت. اگرچه ظرفیت این مسیرها با حجم ترانزیت خلیج فارس قابل مقایسه نبود، اما مانع از توقف کامل چرخ تولید در مجتمع‌های بزرگ شد.

آسیب‌پذیری زنجیره تأمین داروهای حیاتی و واکنش استراتژیک غول‌های داروسازی غرب

یکی از ملموس‌ترین پیامدهای این نوسانات بالادستی در صنعت داروسازی آشکار شد. سنتز داروهای ژنریک در تمام مراحل تولید (از مواد اولیه کلیدی KSM و مواد موثره دارویی API تا بسته‌بندی) به مشتقات نفتی وابسته است. مدل‌سازی‌های موسسه Think Global Health (TGH) نشان می‌دهد که ترکیب تورم خوراک پتروشیمی و هزینه‌های حمل‌ونقل، قیمت عمده‌فروشی ۱۰ داروی حیاتی را بین ۱۹ تا ۸۷ درصد افزایش داده است:

  • متوترکسات (Methotrexate): این داروی حیاتی درمان سرطان که از مشتقات بنزن و آمونیاک تولید می‌شود، بالاترین میزان حساسیت را نشان داد و قیمت عمده‌فروشی آن نزدیک به ۸۷ درصد افزایش یافت.
  • بیزوپرولول (Bisoprolol): داروی کاهش فشار خون که از پروپیلن مشتق می‌شود، هم‌گام با رشد پروپیلن بالادستی افزایش قیمت شدیدی را تجربه کرد.
  • فلوکستین (Fluoxetine): داروی ضد افسردگی معروف، تحت تأثیر جهش ۴۸ درصدی بنزن قرار گرفت.
  • متفورمین (Metformin): داروی کنترل دیابت نوع ۲ کمترین حساسیت نسبی را نشان داد، هرچند قیمت آن همچنان تحت تأثیر نوسانات آمونیاک و هزینه‌های ترانزیت هوایی افزایش یافت.

به دلیل زمان طولانی تولید و توزیع در صنعت دارو، این افزایش قیمت‌ها حتی پس از توافق آتش‌بس موقت جون ۲۰۲۶ میان ایالات متحده و ایران، تا ماه‌ها بر سیستم‌های بهداشت عمومی به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه فشار وارد خواهد کرد.

در واکنش به این جهش‌های ناگهانی قیمت API و آسیب‌پذیری شدید زنجیره تأمین، غول‌های داروسازی غربی (نظیر Sanofi، Novartis و Roche) تغییرات ساختاری عمیقی را در استراتژی‌های تأمین خود کلید زده‌اند. این شرکت‌ها با هدف کاهش وابستگی تاریخی به هاب‌های تولیدی آسیب‌پذیر در آسیا، به سمت استراتژی‌های Nearshoring (نزدیک‌سپاری به اروپا و کشورهای همسایه مانند لهستان و مجارستان) و Friendshoring (انتقال خطوط تولید به هند به عنوان جایگزین ژئوپلیتیک امن‌تر) حرکت کرده‌اند. این بازآرایی استراتژیک، با سرمایه‌گذاری‌های سنگین روی پلتفرم‌های تولید مواد شیمیایی در داخل اتحادیه اروپا و ایالات متحده همراه شده تا تاب‌آوری زنجیره ارزش دارو در برابر شوک‌های ترانزیتی خاورمیانه تضمین شود.

بازآرایی بزرگ تجارت پتروشیمی: جهش صادراتی چین

اختلال در زنجیره تأمین خاورمیانه، توازن تجاری پتروشیمی جهان را تغییر داد و روند تبدیل چین از یک واردکننده بزرگ به صادرکننده خالص الفین‌ها و پلیمرها را تسریع کرد. چین که در سال‌های گذشته ظرفیت مازاد عظیمی ایجاد کرده بود، از این فرصت برای صادرات به خریداران ناامید در جنوب شرق آسیا استفاده کرد.

در آوریل و مای ۲۰۲۶، چین برای نخستین بار به صادرکننده خالص الفین تبدیل شد و سهمی معادل ۱۰ درصد از تقاضای جهانی را به دست آورد. در حوزه پلی‌اتیلن (PE)، واردات خالص چین از ۹۸۸ هزار تن در فوریه ۲۰۲۶ به تنها ۳۵ هزار تن در مای کاهش یافت که نشان‌دهنده انقباض ۹۶.۵ درصدی واردات و تکیه بر تولید داخلی است. چین این جهش را از طریق دو بازوی اصلی محقق کرد: اول، فعال‌سازی واحدهای زغال‌سنگ به الفین (CTO/MTO) برای بی‌نیازی از نفت و گاز خارجی، و دوم، استفاده از ذخایر استراتژیک و افزایش واردات اتان از آمریکا و نفت خام از روسیه.

با این حال، این بحران برای بازیگران غیریکپارچه چینی بدون هزینه نبود. شرکت Hengli Petrochemical که به دلیل خرید نفت ایران تحت تحریم‌های آمریکا قرار گرفته بود، مجبور شد قراردادهای خرید ۶ میلیون بشکه نفت غیریرانی خود را لغو کند و به دلیل کمبود خوراک، نرخ بهره‌برداری پالایشگاه ۴۰۰ هزار بشکه‌ای خود در دالیان را به ۵۰ درصد کاهش دهد.

تحلیل مقایسه‌ای: مسیر زغال‌سنگ در برابر فناوری‌های زیستی

در پاسخ به این بحران‌های ژئوپلیتیک متوالی، دو استراتژی جایگزینی در جهان در حال شکل‌گیری است: مسیر پرآلاینده زغال‌سنگ به مواد شیمیایی (CTO) در چین و مسیر نوین تخمیر زیستی (مانند فرآیند اسید استیک-بوتانول-اتانول یا ABE) در اروپا.

شاخص / ویژگیمسیر زغال‌سنگ به مواد شیمیایی (CTO/MTO)مسیر تخمیر زیستی (ABE)
خوراک اصلیزغال‌سنگ داخلیضایعات کشاورزی و صنایع غذایی (مانند پسماند سیب‌زمینی و صنایع تخمیری)
مقیاس تولیدحجم بسیار بالا، متمرکز و صنعتیغیرمتمرکز، منطقه‌ای و تخصصی
شدت انتشار کربنبسیار بالا (۳ تا ۴ برابر کراکینگ نفتا)بسیار پایین، منطبق بر اقتصاد چرخشی
نقطه بهینه اقتصادیتوجیه‌پذیر در نفت گران؛ نیازمند سرمایه‌گذاری سنگین (CAPEX)بسیار رقابتی هنگام جهش قیمت حلال‌های فسیلی (مانند بحران ۲۰۲۶)

در جریان بحران اخیر، حلال‌های زیستی به شدت رقابت‌پذیر شدند. با دو برابر شدن قیمت بوتانول فسیلی و چهار برابر شدن قیمت استون، شرکت‌هایی مانند Celtic Renewables اسکاتلند که از ضایعات محلی برای تولید بیو-استون و بیو-بوتانول استفاده می‌کنند، نشان دادند که این مدل‌های محلی و غیرمتمرکز نه تنها کربن کمتری تولید می‌کنند، بلکه صنایع پایین‌دستی را به طور کامل در برابر شوک‌های ژئوپلیتیک خاورمیانه ایزوله می‌سازند.

چشم‌انداز استراتژیک

بحران تنگه هرمز در سال ۲۰۲۶ اثبات کرد که وابستگی صنایع شیمیایی به خوراک‌های فسیلی، یک نقطه ضعف امنیتی و ژئوپلیتیک است. برای سیاست‌گذاران و مدیران صنایع، سه اولویت استراتژیک گریزناپذیر است: اول، توسعه ابزارهای پایش زنجیره تأمین فراتر از تأمین‌کنندگان مستقیم و ردیابی ریسک تا سطح پیش‌سازهای پتروشیمی؛ دوم، حمایت از تجاری‌سازی جایگزین‌های زیستی؛ و سوم، انطباق با واقعیت جدید بازار که در آن چین با تکیه بر ظرفیت عظیم خود، موازنه تجاری الفین‌ها را در دست گرفته است.

نظرات

(0)

برای نظر دادن ورود

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!

درباره